تبليغاتX
زاد مهر

 بانام خداوند مهر آفرین...  

 

به نام نامی مهرایران بزرگ...

...{{"درفشٍ "}}( پرچم ،نه)  همیشه سرافرازو

آسمانی  ایران بزرگ !

 

...برای همیشه برافراشته ای...

...دردست مائی... 

 

 فردوسی بزرگ!:

درود بر تو همیشه ازآسمان و زمین...

 

 به : پیشگاه همیشه بزرگ و بلند و آسمانی فردو سی بزرگ :

...ما نسل آفتابیم.فرزند شاهنامه.

خورشید ما فروزی تا بی نشانه روشن...

...سروده از :زادمهر پارسی ( حسن توکلی رودسری )     

ایران بزرگ !:همچنان برپائی...   

...امارات و جمهوری (؟! ) من درآوردی و 

 دروغین آذربایجان کجا بودند؟

... روزگاران بلندی که خود،  همه ایران بزرگ بودند...

... و اینک عربده دروغ سر می دهند ...

...تفو بر تو ای چرخ گردون تفو... 

فردوسی بزرگ ،بهتر و بالاتر است. 

...دنبال هری پاتر نروید.

پیرفرزانه پارسی ( مولوی همیشه پارسی ) ، بالاتر است،

...پائولوکوئیلودیگر چه کاره است؟

براستی ،چرابیگانه ؟ ... هر بار که دانستیم ( و به این دانائی و ارزش دست یافتیم ) که از

بیرونیها ( بیگانه گان ) بیشتر و بهتر داریم، دیگر چه نیازی به آنها ست؟...چرا

ارسطو؟...چراافلاطون و سقراط و ...وچرا کانت و دکارت و اسپینوزا و هگل و نیچه و ژول

ورن و ...و دراین روزگار، تازه پاهائی به نام پائولوکوئیلو وهری پاتر...؟مابالاتر و بسیار بهتر

و زیباتر و پربارتروهمیشه تازه ترازآنهاراداریم.چرادنباله روی ( وگدائی ) مشتی بیگانه...؟

...خود فردوسی بزرگ ، به تنهائی دانشنامه بزرگی بی کران است.آغاز و انجام آن را نشانه ای

نیست.اوبی کران تا بی کران است.همه دانشها و خواسته ها و نایافته ها دراوست.پیربزرگ

پارسی ( مولوی همیشه پارسی ) ،خود، دریای بی کرانی خودخروش است.هرچه دردریای

گهرخیزآنهافروروی، مرواریدهای درخشنده بیشتری روبه رویت می فروزند.

در شاهکار بی همتا و بزرگ و آسمانی شاهنامه ـــ که بیشتر و جلوتر از ما همین بیگانه گان ،

ارزشهای والا و بیمانند آنرا ستوده و ارج والای آن راآسمانی دانسته اند  و اگر این نبود ،

هرگز بهترین چاپ این شاهکار بزرگ وبیمانند در مسکوبه انجام نمی رسید و تندیس آسمانی

فردوسی بزرگ رادر میدانهای اروپا برنمی افراشتندــ همه دانشها و آموزه های خداشناسی ،

چرائی و چگونه گی و آغاز و انجام هستی ، انسانشناسی، روانشناسی و روانکاوی رفتار و

هنجار  و منش ( اخلاق )، دینشناسی ، تاریخ ، جهان بینی گروهها ( درپهنه هستی شناسی 

واندیشه بود ونبود )،زیباشناسی زندگی و مرگ ، نهانگرائی ( عرفان ، که دراوج است )و...به

روشنی ، چون خورشیدهائی در کهکشان کران ناپیدای دانش و اندیشه ، خودفروزندوهرگز

رنگ تیره گی به خود نگرفته و نمی گیرندکه همیشه درخشنده تر از پیشند.

...آن بزرگ ، هرگز اندیشه ای پندارگرا ( موهومی )نداشته است.آن بزرگ ، چنانکه می

نمایاند،راست اندیش ( واقعیت گراست ) و تشنه پدیدارها ورویدادهای بزرگ تاریخ است که می

باید از نو بدانها نگریسته و پرداخته شود.نه در پندارو آرمان .( آنگونه که در همه اندیشه های

اروپائیان بوده وهست و چنانکه روشن است، به ویژه در پندارهای هری پاتر،این گروه به

زبان خود رومانتیک یا پنداری و موهومی می اندیشند و چنان می خواهند که نبوده و نیست.)آن

بزرگ ،براین است که پدیداررابرپایه آنچه که به نمود رسیده است ، بازنمایاند.نه آنچه که می

باید باشد و هنوز نیست.هری پاتر، اندیشه رادر آرزوهای بسته وبجانیاوردنی زندانی کرده

است.دست و پای راست اندیشی رادربند کرده است و کاررابدانجا رسانده است که بمانند

پیشینیان خودچون استفان تسوایک ( در معشوقه ناشناس بر پایه اندیشه های فروید ) وگی

دوموپاسانت (در داستان هورلا ) و ژرار دونروال ( در اورلیا) درآرزوی جهان آرمانی درمانده

است .چنانکه هم اینان رادر این راه  فرجامی تلخ بوده است.

چهره های ( قهرمانان )هری پاتر دست نیافتنی ( و پنداری یا موهومی ) هستند.چهره های

بزرگ شاهکار شاهنامه ، همه تاریخی و پدیدار و دست یافتنی اند.

هری پاتر در پندارخود جهانی را می جوید که هنوز پدید نیست و او درآرزو و آرمان آن است و

آیا این آرمان به انجام خواهد رسید و پدید خواهد شد ...؟روشن نیست.چنین است که هری پاتر

، چکیده و فرجام تلخ و زهرآگین اندیشه اروپائیان در همه تاریخ ( ازیونان تاامروز ) است که

درآن هنوز مرز خواسته ها(آرزوها)وجهان پدیدارها رانشانه ای نیست و به اینجا می رسد که

اندیشه ،  میان بود و نبود آنچه که می باید پدیدار شود ،در می ماند  که چه...؟؟؟!!!...چه خواهد

شد ...؟!...و این اوج خود فریبی و سرگشتگی اندیشه است که اینچنین به خواسته های ناشدنی

خویش دلخوش است و این دلخوشی دروغین و امیدی که هرگز برآورده نخواهدشد، آرزوها را

در برآوردنش ناکام می گذاردو چنین است که بیماری پندارانگاری ( پندارگرائی ) اندیشه

را رنج می دهد و چنانکه پیش از این یاد شد ، آدمی را میانه بود و نبود ( میان آسمان و

زمین ) آویزان می کند.

...دربرابر، شاهکار ارزشمند شاهنامه با همه توان تلاش دارد از تاریخ به آنگونه که

درآئینه پدیدارتابیده است ، آرمان و اندیشه ای  بتاباند درخشانتر ازپیش چنانکه چهره های

بزرگش ( قهرمانانش ) هریک از خوب و بد خورشیدهای خودفروز آئینه آسمان آرمان تاریخ

( درآرزوی آنچه که می خواهند ) جون رستم و سیاوش و کیخسرو و... و اهریمنان شب پرست

تیره گی چون اژیدهاک ( ضحاک ) و افراسیاب ... همه آئینه ای ازآموزش و پرورش و  پند و

اندرزروزگار و تاریخند که نمودار و پدیدارند و آرمان و آرزوی دسترسی به آنان شدنیست.

...در یک برآورد فراگیر، پایان و چکیده سخن ، اینکه شاهکار ارزشمند و گرانمایه و بزرگ و

زیبای جاودانه شاهنامه خود دانشنامه بزرگ و بی همتائیست از گنجینه پرگوهرخرد و

اندیشه و فرهنگ و دانش و بینش و تا هرچندهرازگاهی از تاریخ بر جای مانده است و گامی

از روزگار در گذار است ، هیچ اندیشه ای به خاک پای گهرخیز شاهکار گهربار شاهنامه

نمی رسد. 

Image hosted by allyoucanupload.com  

 

 

بهتراست بدانیم:

 

در زبان و فرهنگ مغولی : به برادربزرگتر ( داداش ) آقا می گفتند و به خان

خود خانم .چگونه است که درزبان و فرهنگ بزرگ مردم بافرهنگ ما چنین واژه

های بی بنیاد و بی سر وتهی ، جایی برای خوددربزرگداشت زن و مرد باز کرده

است،چه بگویم...؟؟؟

بجای آنهاواژه های ارزشمند بانو ( بجای خانم ) و سرور یا گرامی یا بزرگوار را

( بجای آقا  بکار ببریم .

....و بیشتر ازاین به زبان و فرهنگ والا و بی همتای خودآسیب و زیان وستم

نرسانیم.

 

بدترازآن واژه پرچم که بیابانگردان بی فرهنگ مغولی غز به آرایشهایی که از 

دم گاوبر نیزه خود می بستند ،بکارمی بردند.چگونه است بجای واژه زیبای

درفش از چنین واژه بی بنیاد وپوچی در نشان ارزشمند میهن بکارگرفته می

شود، خدامی داند...

  ...(دراین باره به کارکردهایم دراین پایگاه که در بخش سربرگهای

نوشتارهای پایگاه به نامهای واژه های شوم خانم و آقا و پرچم و...و بانوی بزرگ پارسی از

خانم مغولی بالاتر...است، روی کرده شود).

 

*******************************************************************

 

  پان ترک و پان عرب و هر دشمن دست درازکننده ( متجاوز ) به

میهن بزرگ ، ایران بزرگ ،

...هرکدام سردرآخوربیگانه دشمن دارند...

...پس،مرگی ننگین بر نام وهستی ننگین شان.

+ نوشته شده سراینده شعر : زادمهر(حسن توكلي رودسری) در یکشنبه هشتم شهریور 1388 و |
>
بدون سانسور| کدهای موزیک