تبليغاتX
زاد مهر

 بانام خداوند مهر آفرین...  

 

به نام نامی مهرایران بزرگ...

 

...درفشِ (پرچم ، نه )همیشه سرفراز ایران بزرگ !

...برای همیشه برافراشته ای...

...بهترین سایبان مائی...

قلبقلبقلبفردوسی بزرگ!:

درود بر تو همیشه ازآسمان و زمین... قلبقلبقلب

به : پیشگاه همیشه بلند و آسمانی فردوسی بزرگ :

از ریشه ی تو جوانه ام می روید.

ازآب تو باغ خانه ام می روید.

نام تو بلند و اوج ای فردوسی _

تا اوج ، زخاک و دانه ام می روید

...سروده از : زادمهرپارسی ( حسن توکلی رودسری )

ایران بزرگ !:همچنان برپائی...

...امارات و جمهوری (؟! ) من درآوردی و

 دروغین آذربایجان کجا بودند؟

... روزگاران بلندی که خود،  همه ایران بزرگ بودند...

... و اینک عربده دروغ سر می دهند ...

...تفو بر تو ای چرخ گردون تفو...

 

 

 

این هردو بزرگند در پهنه تاریخ.این هردو فروغند در هر شب تاریک...

 

... و این هردو از ریشه بی کران سبز و تناور

پارسی روئیده اند...

*****************************************************

دو خورشید جهانتاب پارسی :

فردوسی بزرگ و پیر فرزانه  همیشه پارسی

...براستی، خورشیدی فروزان تر از این دو فروغ بی همتای تاریخ در گستره

اندیشه و زبان و دانش و فرهنگ کجا بوده و هست؟ هریک با فروغ خود فروز

خورشید اندیشه و زبان پارسی به  بستر تاریک تاریخ ، روشنی بخشیده

اند.هردو پهلوانی ( حماسی ) سرا.یکی از اندیشه و تاریخ و فرهنگ می گوید و

آن دیگری از پرواز تا بی کرانهای دیگر...گوئی ، فردوسی بزرگ ،

بستررابرای پیرفرزانه پارسی  آماده فرموده بود.چنانکه در جای جای اندیشه

ها و کارکردهای این پیرفرزانه در دیوان بزرگ ( کبیر : شمس ) و پهلوانی

( حماسه ) داستان پرواز تابی کرانها ( مثنوی معنوی ) همچنان ازالگوهای

شاهکارارزشمند شاهنامه بهره برده و از آنها نام می برد.چنین بود که شاهکار

ارزشمند و آسمانی شاهنامه از اندیشه و فرهنگ و زبان و تاریخ گفت و

پیرآسمانی پارسی  این اندیشه و زبان و فرهنگ راتا بی کرانهای آسمانها پرواز

می دهد.

...این هردو از یک ریشه سبز و تناورروئیده و هردو یک خورشیدند و هردو

آسمانی و از یک آسمانند.آسمان همچنان روشن خورشید گستر ایران بزرگ.

...و این هردو پرواز تا فراسوی بی کرانهایند و ازآنجا بر همه فروزانتر از

خورشید کهکشانهاخستگی ناپذیر و پرتوان می تابند...

...این بزرگان،این جاودانگان، این همیشه فروزه های پرتوان فروزان تاریخ را

هرچه بیشتر بشناسیم...

...باشد به خودآئیم و گنجینه های ارزشمند پراززر و مروارید خویش را

که همچنان در دل فروزان کهکشان آسمانها بر همه تاریخ تابش داشته و دارد،

درآغوش کشیم.

...ایران بزرگ با زبان جاودانه همیشه پارسی خود _ که شیرین ترین و دانشی

ترین و کارشناسانه ترین زبان جهان است _ و زبانی جهان بوده و هست _

و برترینها و زیباترینها را در خود پرورانده و درخاک آسمانی همچنان پرتوان

تناور و بالنده و هماره سبزخویش رویانده و به جهانیان پیشکش ( تقدیم )

داشته است.

ایران بزرگ است با فردوسی بزرگ :

آنکه شاهکار ارزشمند ترین تراوش آسمانی اندیشه و زبان و تاریخ است...

ایران بزرگ است با پیربزرگ و فرزانه همیشه پارسی ،

( مولانای بزرگ پارسی ) :

آنکه همه شاهکار پرواز و آسمانی و اوج و آزادی و رهائی است.

... وایران بزرگ است با همه بزرگی ها و برتریها

و بزرگترینها و برترینهایش ...

...وایران بزرگ است همچنان جاودانه و بزرگ ...

...ایران بزرگ است با زبان و اندیشه و تاریخ و

فرهنگ همیشه ارزشمند پارسی ...

...وزبان همیشه شیرین و ارزشمند پارسی است

که جهانی بوده و هست...از همه جا به آن بهشت خدا

روی می کنند...از ترک و عرب و بیگانه و دوست و دشمن...

...همه دوستش دارند و ...خاک آسمانی این بهشت آسمانی را بابارگاه زبان

آسمانی وجاودانه اش ( پارسی دراوج هنر و شکر ) سر فرود می آورند و

...و می بوسند...

...وایران بزرگ ،

سراسر ، مهر است و مهرآفرین...

روزی مهربزرگش با خورشید همیشه تابان شاهنامه به نمود می رسد و خورشید

همچنان فروزان فردوسی...

...وروزی با تابش جاودانه خورشید پیرفرزانه پارسی...

...پس ،

همیشه زنده است :

ایران بزرگ پارسی باتابش مهر و مهرافروزیش ......

همیشه درود بر ایران بزرگ پارسی : ازهند تامصر...

... و چنین است که من سروده ام :

ای سبز تر از دانه ی من ریشه ی تو.

ای رویش جاودانگی پیشه ی تو.

ای در تپشی همیشه در دل ، ایران !_

تا هست دلی دران دل اندیشه ی تو.

Image hosted by allyoucanupload.com

 

 

بهتراست بدانیم:

 

در زبان و فرهنگ مغولی : به برادربزرگتر ( داداش ) آقا می گفتند و به خان

خود خانم .چگونه است که درزبان و فرهنگ بزرگ مردم بافرهنگ ما چنین واژه

های بی بنیاد و بی سر وتهی ، جایی برای خوددربزرگداشت زن و مرد باز کرده

است،چه بگویم...؟؟؟

بجای آنهاواژه های ارزشمند بانو ( بجای خانم ) و سرور یا گرامی یا بزرگوار را

( بجای آقا  بکار ببریم .

....و بیشتر ازاین به زبان و فرهنگ والا و بی همتای خودآسیب و زیان وستم

نرسانیم.

 

بدترازآن واژه پرچم که بیابانگردان بی فرهنگ مغولی غز به آرایشهایی که از 

دم گاوبر نیزه خود می بستند ،بکارمی بردند.چگونه است بجای واژه زیبای

درفش از چنین واژه بی بنیاد وپوچی در نشان ارزشمند میهن بکارگرفته می

شود، خدامی داند...

  ...(دراین باره به کارکردهایم دراین پایگاه که در بخش سربرگهای

نوشتارهای پایگاه به نامهای واژه های شوم خانم و آقا و پرچم و...و بانوی بزرگ پارسی از

خانم مغولی بالاتر...است، روی کرده شود).

 

*******************************************************************

 

  پان ترک و پان عرب و هر دشمن دست درازکننده ( متجاوز ) به

میهن بزرگ ، ایران بزرگ ،

...هرکدام سردرآخوربیگانه دشمن دارند...

...پس،مرگی ننگین بر نام وهستی ننگین شان.
 

+ نوشته شده سراینده شعر : زادمهر(حسن توكلي رودسری) در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 و |

 بانام خداوند مهر آفرین...  

 

به نام نامی مهرایران بزرگ...

...{{"درفشٍ "}}( پرچم ،نه)  همیشه سرافرازو

آسمانی  ایران بزرگ !

 

...برای همیشه برافراشته ای...

...دردست مائی... 

 

 فردوسی بزرگ!:

درود بر تو همیشه ازآسمان و زمین...

 

 به : پیشگاه همیشه بزرگ و بلند و آسمانی فردو سی بزرگ :

...ما نسل آفتابیم.فرزند شاهنامه.

خورشید ما فروزی تا بی نشانه روشن...

...سروده از :زادمهر پارسی ( حسن توکلی رودسری )     

ایران بزرگ !:همچنان برپائی...   

...امارات و جمهوری (؟! ) من درآوردی و 

 دروغین آذربایجان کجا بودند؟

... روزگاران بلندی که خود،  همه ایران بزرگ بودند...

... و اینک عربده دروغ سر می دهند ...

...تفو بر تو ای چرخ گردون تفو... 

فردوسی بزرگ ،بهتر و بالاتر است. 

...دنبال هری پاتر نروید.

پیرفرزانه پارسی ( مولوی همیشه پارسی ) ، بالاتر است،

...پائولوکوئیلودیگر چه کاره است؟

براستی ،چرابیگانه ؟ ... هر بار که دانستیم ( و به این دانائی و ارزش دست یافتیم ) که از

بیرونیها ( بیگانه گان ) بیشتر و بهتر داریم، دیگر چه نیازی به آنها ست؟...چرا

ارسطو؟...چراافلاطون و سقراط و ...وچرا کانت و دکارت و اسپینوزا و هگل و نیچه و ژول

ورن و ...و دراین روزگار، تازه پاهائی به نام پائولوکوئیلو وهری پاتر...؟مابالاتر و بسیار بهتر

و زیباتر و پربارتروهمیشه تازه ترازآنهاراداریم.چرادنباله روی ( وگدائی ) مشتی بیگانه...؟

...خود فردوسی بزرگ ، به تنهائی دانشنامه بزرگی بی کران است.آغاز و انجام آن را نشانه ای

نیست.اوبی کران تا بی کران است.همه دانشها و خواسته ها و نایافته ها دراوست.پیربزرگ

پارسی ( مولوی همیشه پارسی ) ،خود، دریای بی کرانی خودخروش است.هرچه دردریای

گهرخیزآنهافروروی، مرواریدهای درخشنده بیشتری روبه رویت می فروزند.

در شاهکار بی همتا و بزرگ و آسمانی شاهنامه ـــ که بیشتر و جلوتر از ما همین بیگانه گان ،

ارزشهای والا و بیمانند آنرا ستوده و ارج والای آن راآسمانی دانسته اند  و اگر این نبود ،

هرگز بهترین چاپ این شاهکار بزرگ وبیمانند در مسکوبه انجام نمی رسید و تندیس آسمانی

فردوسی بزرگ رادر میدانهای اروپا برنمی افراشتندــ همه دانشها و آموزه های خداشناسی ،

چرائی و چگونه گی و آغاز و انجام هستی ، انسانشناسی، روانشناسی و روانکاوی رفتار و

هنجار  و منش ( اخلاق )، دینشناسی ، تاریخ ، جهان بینی گروهها ( درپهنه هستی شناسی 

واندیشه بود ونبود )،زیباشناسی زندگی و مرگ ، نهانگرائی ( عرفان ، که دراوج است )و...به

روشنی ، چون خورشیدهائی در کهکشان کران ناپیدای دانش و اندیشه ، خودفروزندوهرگز

رنگ تیره گی به خود نگرفته و نمی گیرندکه همیشه درخشنده تر از پیشند.

...آن بزرگ ، هرگز اندیشه ای پندارگرا ( موهومی )نداشته است.آن بزرگ ، چنانکه می

نمایاند،راست اندیش ( واقعیت گراست ) و تشنه پدیدارها ورویدادهای بزرگ تاریخ است که می

باید از نو بدانها نگریسته و پرداخته شود.نه در پندارو آرمان .( آنگونه که در همه اندیشه های

اروپائیان بوده وهست و چنانکه روشن است، به ویژه در پندارهای هری پاتر،این گروه به

زبان خود رومانتیک یا پنداری و موهومی می اندیشند و چنان می خواهند که نبوده و نیست.)آن

بزرگ ،براین است که پدیداررابرپایه آنچه که به نمود رسیده است ، بازنمایاند.نه آنچه که می

باید باشد و هنوز نیست.هری پاتر، اندیشه رادر آرزوهای بسته وبجانیاوردنی زندانی کرده

است.دست و پای راست اندیشی رادربند کرده است و کاررابدانجا رسانده است که بمانند

پیشینیان خودچون استفان تسوایک ( در معشوقه ناشناس بر پایه اندیشه های فروید ) وگی

دوموپاسانت (در داستان هورلا ) و ژرار دونروال ( در اورلیا) درآرزوی جهان آرمانی درمانده

است .چنانکه هم اینان رادر این راه  فرجامی تلخ بوده است.

چهره های ( قهرمانان )هری پاتر دست نیافتنی ( و پنداری یا موهومی ) هستند.چهره های

بزرگ شاهکار شاهنامه ، همه تاریخی و پدیدار و دست یافتنی اند.

هری پاتر در پندارخود جهانی را می جوید که هنوز پدید نیست و او درآرزو و آرمان آن است و

آیا این آرمان به انجام خواهد رسید و پدید خواهد شد ...؟روشن نیست.چنین است که هری پاتر

، چکیده و فرجام تلخ و زهرآگین اندیشه اروپائیان در همه تاریخ ( ازیونان تاامروز ) است که

درآن هنوز مرز خواسته ها(آرزوها)وجهان پدیدارها رانشانه ای نیست و به اینجا می رسد که

اندیشه ،  میان بود و نبود آنچه که می باید پدیدار شود ،در می ماند  که چه...؟؟؟!!!...چه خواهد

شد ...؟!...و این اوج خود فریبی و سرگشتگی اندیشه است که اینچنین به خواسته های ناشدنی

خویش دلخوش است و این دلخوشی دروغین و امیدی که هرگز برآورده نخواهدشد، آرزوها را

در برآوردنش ناکام می گذاردو چنین است که بیماری پندارانگاری ( پندارگرائی ) اندیشه

را رنج می دهد و چنانکه پیش از این یاد شد ، آدمی را میانه بود و نبود ( میان آسمان و

زمین ) آویزان می کند.

...دربرابر، شاهکار ارزشمند شاهنامه با همه توان تلاش دارد از تاریخ به آنگونه که

درآئینه پدیدارتابیده است ، آرمان و اندیشه ای  بتاباند درخشانتر ازپیش چنانکه چهره های

بزرگش ( قهرمانانش ) هریک از خوب و بد خورشیدهای خودفروز آئینه آسمان آرمان تاریخ

( درآرزوی آنچه که می خواهند ) جون رستم و سیاوش و کیخسرو و... و اهریمنان شب پرست

تیره گی چون اژیدهاک ( ضحاک ) و افراسیاب ... همه آئینه ای ازآموزش و پرورش و  پند و

اندرزروزگار و تاریخند که نمودار و پدیدارند و آرمان و آرزوی دسترسی به آنان شدنیست.

...در یک برآورد فراگیر، پایان و چکیده سخن ، اینکه شاهکار ارزشمند و گرانمایه و بزرگ و

زیبای جاودانه شاهنامه خود دانشنامه بزرگ و بی همتائیست از گنجینه پرگوهرخرد و

اندیشه و فرهنگ و دانش و بینش و تا هرچندهرازگاهی از تاریخ بر جای مانده است و گامی

از روزگار در گذار است ، هیچ اندیشه ای به خاک پای گهرخیز شاهکار گهربار شاهنامه

نمی رسد. 

Image hosted by allyoucanupload.com  

 

 

بهتراست بدانیم:

 

در زبان و فرهنگ مغولی : به برادربزرگتر ( داداش ) آقا می گفتند و به خان

خود خانم .چگونه است که درزبان و فرهنگ بزرگ مردم بافرهنگ ما چنین واژه

های بی بنیاد و بی سر وتهی ، جایی برای خوددربزرگداشت زن و مرد باز کرده

است،چه بگویم...؟؟؟

بجای آنهاواژه های ارزشمند بانو ( بجای خانم ) و سرور یا گرامی یا بزرگوار را

( بجای آقا  بکار ببریم .

....و بیشتر ازاین به زبان و فرهنگ والا و بی همتای خودآسیب و زیان وستم

نرسانیم.

 

بدترازآن واژه پرچم که بیابانگردان بی فرهنگ مغولی غز به آرایشهایی که از 

دم گاوبر نیزه خود می بستند ،بکارمی بردند.چگونه است بجای واژه زیبای

درفش از چنین واژه بی بنیاد وپوچی در نشان ارزشمند میهن بکارگرفته می

شود، خدامی داند...

  ...(دراین باره به کارکردهایم دراین پایگاه که در بخش سربرگهای

نوشتارهای پایگاه به نامهای واژه های شوم خانم و آقا و پرچم و...و بانوی بزرگ پارسی از

خانم مغولی بالاتر...است، روی کرده شود).

 

*******************************************************************

 

  پان ترک و پان عرب و هر دشمن دست درازکننده ( متجاوز ) به

میهن بزرگ ، ایران بزرگ ،

...هرکدام سردرآخوربیگانه دشمن دارند...

...پس،مرگی ننگین بر نام وهستی ننگین شان.

+ نوشته شده سراینده شعر : زادمهر(حسن توكلي رودسری) در یکشنبه هشتم شهریور 1388 و |

 بانام خداوند مهر آفرین...  

 

به نام نامی مهرایران بزرگ...

 ...{{"درفشٍ "}}( پرچم ،نه)  همیشه سرافرازو 

   آسمانی  ایران بزرگ ! 

...برای همیشه برافراشته ای...

 ...بهترین سایبان مائی...

درود همیشه ازآسمان و زمین بر  

 

 پدر ارجمند و آسمانی اندیشه و فرهنگ و زبان  

 

وادبیات وتاریخ شکوهمند وآسمانی  ایران بزرگ : 

 

فردوسی همیشه بزرگ و سرافراز.

 

به : پیشگاه همیشه بزرگ و بلند و آسمانی فردو سی بزرگ :

 

این باغ ادب که بی کران می روید،

اندیشه سبز پارسی می جوید.

...بانام بلند ونامی فردوسی ــ

...این باغ چنانکه هست خوش می روید.

...سروده از :زادمهر پارسی ( حسن توکلی رودسری ) 

********************************************************

ایران بزرگ !:همچنان برپائی...   

  ...امارات و جمهوری (؟! ) من درآوردی و  

 دروغین آذربایجان کجا بودند؟

... روزگاران بلندی که خود،  همه ایران بزرگ بودند...

... و اینک عربده دروغ سر می دهند ... 

...تفو بر تو ای چرخ گردون تفو...  

 با درود و خوشامدگوئی به همه خوانندگان ارجمند و بافرهنگ.

به آگاهی می رساند همه سروده ها و نوشته ها و کارکردهای این پایگاه از

فرزندی ازاین آب و خاک آزاده و مرد پرور به نام حسن توکلی رودسری ــ

کارشناس زبان وادبیات ارزشمند پارسی ــ می باشد که بانام سرایشگری

( شاعری ) زادمهر مهر آفرین بیشتر از پانزده سال است که همچنان و پرتوان

می سراید و می نویسد.

...کارکردهای این پایگاه در دست چاپ می باشد.از اینرو برداشت هر گونه

ازسروده ها وکارکردهای آن در دیگر پایگاههاو تارنماها ( وبلاگها ) و یا درهفته

 نامه ها و...بانام و یادنویسنده اش ( یاد ونام سراینده ونویسنده این پایگاه )  

 ایرادی  ندارد.  

****************************************************************

شناسه مادری و پدری من:

همه ام زایشی ازایرانست...

 

سروده ای از زادمهرپارسی (حسن توکلی رودسری)

...در دوستی ایران بزرگ پارسی

 

گونه سروده:چامه(قصیده)کوتاه

 

بن مایه(بنیاد)و زیرساز(هدف)سروده:درستایش و ستوده گی

 

...درمایه میهنی

 

...دراین سروده برخی از پاره ها(ابیات)رانیاورده ام و نام سرایشگری

(تخلص)خویش رادرپایان آن ـــ که پاره(بیت)پایانی باشدــیاد نکرده ام

تا دسته ای درپندارپوچ دزدیدن آن نیفتند و به نام خود نزنند(چنانکه

پیش ازاین ازسوی برخی چنین پیش آمده است)

 

...دراین سروده،واژه شومی  بیگانه پیدا نمی شود.(چنانکه شناسه (بجای مشخصه تازی)همه

سروده ها و نوشته هایم چنین بوده و هست)

 

تاج زرّین سَرَم ایرانست.

 

                                 گوهروگنج زَرَم ایرانست.

 

جای جایش زهنرمی خیزد.

 

                          شاهکارهنرم ایرانست.

 

تافراسوی کران پروازـــ

 

                         بهترین بال و پرم ایرانست.

 

گنجش ازمهرپدرمی تابد.

 

                       گنج مهرپدرم ایرانست.

 

تابهشتی که فراخوان خداست،

 

                      بهترین رهگذرم ایرانست.

 

بهترین بخشش گنجینه زرــ

 

                     ارمغان گهرم ایرانست.

 

همه ام زایشی ازایرانست.

 

                           دل و جان و جگرم ایرانست.

 

...سرفرازم که چنین ناز و بلندــ

 

                           تاج زرّین سَرَم ایرانست.

 Image hosted by allyoucanupload.com

واژه ننگین و بیابانی جانورپرستی پرچم را که تفاله بدبوی

 مرده ریگی از دشمنان جان و ناموس ماست ، هرگزبکارنبریم.

درفش ارزشمند پارسی ، بسی از پرچم ننگین جانورپرستان بیابان و

خاک ، بهتر و بالاتر است.

همچنانکه بانوی ارزشمند پارسی از خانم مغولی و

سروریاگرامی یا بزرگوار پارسی از آقای مغولی بالاتر و

بهترند...

..در آرزوی اینکه این انگلهای به ناراست جاگرفته درمیزبان زبان و 

فرهنگ خودی  هرچه زودتر گور خودرا گم کنند...

...دراین باره به کارهای من دراین پایگاه به این نشانیها:

بانوی بزرگ پارسی ازخانم مغولی بالاتر است و

واژه های شوم خانم و آقا و پرچم و ستم برزبان و ادبیات ارزشمند

پارسی که دربخش بایگانی(آرشیو)نوشته های این پایگاه

می باشد،روی کرده شود.

*************************************************

پان ترک و پان عرب و هر دشمن دست درازکننده ( متجاوز ) به  

میهن بزرگ ،

ایران بزرگم را چنین می بینم : 

 

+ نوشته شده سراینده شعر : زادمهر(حسن توكلي رودسری) در یکشنبه یکم شهریور 1388 و |
>
بدون سانسور| کدهای موزیک